عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
106
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
دَعْواهُمْ يكى بمعنى - سؤال - چنان كه گفت - ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ . يكى بمعنى ندا - چنان كه گفت يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ يكى بمعنى - استعانت - كقوله وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ و نظير الآية قوله تعالى قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ . الاية . سؤال كنند كه قرآن را مثل نيست چه معنى را گفت فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ ؟ جواب آنست كه سورتى مثل قرآن بياريد بزعم شما كه مىگوييد اين قرآن را مثل است كه دروغ است و اساطير الاولين . جوابى ديگر گفتهاند يعنى كه سورتى مثل قرآن بياريد در بيان و اعجاز ، نه در حرف و كلمات كه از آنجا كه حروفست كلام عرب به يكديگر ماند و او را مثل است . و از هامسانى در حروف عربيّت هامسانى در بيان و نظم و اعجاز نيايد ، و هذا قرع باب عظيم فى اثبات الصّفات للَّه عزّ و جلّ و ليس هذا موضع شرحه . و گفتهاند مِنْ مِثْلِهِ اشارتها با عبد است يعنى با محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميگويد سورتى از مردى كه مثل محمد باشد بياريد اگر چنانست كه شما مىگوييد كه محمد اين سخن از بر خويش نهاده و ساخته است پس وى بشرى همچون شماست يكى را مثل او بياريد كه در صدق و امانت چون او بود ، وانگه نويسنده و دبير نباشد تا سورتى چنان بيارد . گفتهاند كه در اين سخن تنبيه است كه مثل محمد بياوردن خود در طوق بشر نيست ، قالوا و هذا امر تعجيز لانه علم عجز العباد عنه و لكنّه اراهم ذلك فى انفسهم . و برين قول من تبعيض راست و بر قول اول ابتدا را . فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا - اگر در گذشته نكرديد وَ لَنْ تَفْعَلُوا - و در آينده نتوانيد ، فَاتَّقُوا النَّارَ - معنى آنست كه چون عجز شما با فصاحت و عبارت كه داريد ظاهر شد و توانايى نداريد كه سورتى از بر خويش بنهيد و بدانستيد كه كلام ربّ العالمين منزل از آسمان ، چرا بدروغ ميداريد و معاندت ميكنيد ؟ مكنيد چنين ، و از آتش دوزخ بپرهيزيد ، آن آتش كه هيزم آن مردم است و سنگ كبريت - يعنى كه سنگ كبريت حرارت آن صعب تر است و تيزتر . « وقود » هيزم باشد كه آتش بدان افروزند و در دوزخ بجاى هيزم مردم است و سنگ . مردم آنست كه مصطفى ع گفت : « و انّ